١) این وبلاگ از روزی که بنا شد، قرارش بر این بود که فقط شعر بگذارد و بخواند. هدف از این کار شاید این بود که مرا دوباره به هوای شعر برگرداند و البته هوای غزل.
امّا انگار دلمشغولیهای من در حوزههای دیگری بود غیر از سرودن. هر چند هنوز هم که هنوز است ارزشمندترین! کار را تولید هنر میدانم که خودم البته چند سالی است از این ارزش دور افتادهام.
باری! به هر حال قرار این وبلاگ به دلایلی به هم خورد. یکی از دلایلش این بود که هر چه شعر داشتم برمیگشت به تاریخی چهار ساله ـحدّاقل ـ قبل از آغاز این وبلاگ. یک دلیل دیگرش هم رفتنِ عزیزانی بود که رفتنشان و خاطراتشان دلم را میآزرد. دکتر قیصر امینپور و دکتر مرزآبادی قرارِ فقط شعر را به هم زدند و دفتر مرثیه را و داغ دل را بر این وبلاگ گشودند. من حتّی اگر خواستم از شعر آنی نباشد که «قیصر» بود امّا عقلم نمیتوانست جنگیدن در شعر را از او نپسندد و از او چیزی نگویم ودکتر مرزآبادی که دریغا دریغ!
٢) مخاطبین این وبلاگ، در مقطعی، بسیارانی بودند که تنبلیهایم مانع ادامهی راه با آنها شد؛ تا جایی که دیگر آنها را از من گرفته است. مخاطبینی مشخّص ،که میآمدند، شعر میخواندند و مِهر مینواختند. اگر توانستم اینجا را یک سایت میکنم اگر هم نه به شکلی بهتر از آنچه بود ادامهاش میدهم. میخواستم بگویم: جواب ندادنهایم به اظهار محبّت دوستانه از سر بیعاطفگی نبود، بل از گرفتاریهای دیگر ودغدغههای دیگر است که امیدوارم راهی برای بازگشت باز شود.
٣) شعر نگفتن من کماکان ادامه دارد و وارد ششمین سال بودنش شده است. اگر شعری از قبل مانده باشد باز هم میگذارم، البته که تحمّلش با شماست. نکتهی دیگری که به این وبلاگ اضافه خواهد شد یادداشتهای ادبی من است و گاهی همراهم ندا.
۴) دفتر غزلهای من «کلاغِ بعد از باغ» سالهاست آمادهی چاپ است که تنبلیهایم به او هم سرایت کرده است و مانع این کار میشود. البته یک مشکلش هم کمبود شعر است که گم شدنِ یکی از غزلها این مشکل را حادّتر کرده است. این غزل را برای دخترانِ معصومِ دبستانی سروده بودم که دریاچهی پارک، آنها را ربود. امید من این است که اگر بخت مساعد بود! امسال آنها را بدهم ناشر.
وامّا
۵) در حوزهی پژوهش، کار تصحیح دیوان محّمد خان دشتی (1246-1298 ه.ق) را به آخر آوردم. این کار بیش از یک سال به درازا کشید. دشتی یکی از شاعران نسل دوّم دورهی بازگشت است که در خورموج زندگی میکرده و البته حاکم بلوک وسیعِ دشتی بوده است.
دیوان شاعر یک بار در سال 1319 ه.ق در بمبئی چاپ سنگی شده است. ما که میپنداریم جای یک چاپ منقّح از دیوان شاعر خالیست و امیدواریم تلاشمان با اسلوب علمی تصحیح متن همراه بوده باشد، با مقابلهی نُه نسخهی خطی که شش تای از آنها تاریخ کتابت دارند و این تاریخ پیش از چاپ سنگی است، تصحیح این اثر را به انجام رساندهایم. بقیّهی نسخ هم ـ اگر چه بیتاریخ ـ به قرائن نسخهشناسی در حدود همین سالها کتابت شدهاند.
دشتی اگر چه خان بوده و بالطبع گرفتار ذهنیّات حکومتداری، امّا شاعری حرفهایست و با شعر دورهی خود کاملا آشنا. کتابهای دیگری هم داشته که کاتبِ درگاهِ او در دیباچهای که بر دیوان او نگاشته به آنها اشاره میکند. از دیگر آثار این شاعر به جز «خسرو و شیرین » که به ناصرالدّین شاه تقدیم شده نسخهای به دست نیامد. تنها ردّ پای یکی از کتابهای او پیدا شد که به تفصیل در مقالهای به آن پرداختهایم و در یکی از مجلّات پژوهشی چاپ خواهد شد.
توضیحات دامنهدارتر در آنچه این شاعر است و کتابهایش در مقدّمه کتاب آمده و پس از این در همینجا اطّلاعات را تکمیل میکنیم.
۶) در بین تصحیح آثار کهن، امسال ـ به امید خدا ـ «کمالنامه»ی خواجو نیز به چاپ خواهد رسید. این مثنوی عرفانی به دستهای دقیقِ «ندا ابنعلی» و با مقابلهی قدیمترین نسخههای دیوان خواجو تصحیح شده است.
یکی از این نسخهها، نسخهایست که در کتابخانهی بریتانیا در لندن نگهداری میشود و تاکنون، به جز کمال عینی ،آن هم در تصحیح یکی از مثنویها، کسی در تصحیح آثار خواجو از آن بهرهای نبرده است. ارزش و چگونگی این نسخه در معرفی نسخِ مورد استفاده، آمده است. همهی این نسخهها به تایید استاد ایرج افشار رسیدهاند و صحّت وو اصلتشان تایید شده است. دکتر توفیق سبحانی نیز در همهی مراحل کار مدد رسانِ این تحقیق بودهاند.
خواجو یکی از تاثیرگذارترین شاعران فارسی ـ اگر نه بر جریانهای شعری پس از خود ـ حدّاقل بر خواجه است، امّا این اقبال را نداشته که چاپ منقّحی از آثارش به دست دوستداران شعر فارسی برسد. هرچند همه با شنیدن نام خواجو بیدرنگ به یاد حافظ و طرز سخن خواجو میافتند.
کمالنامه تاکنون یک بار و آن هم ضمن خمسهی خواجو به دست آقای سعید نیاز کرمانی تصحیح شده است، امّا این کار نه آنچنان است که شایستهی یک تصحیح انتقادی باشد. مقالهی «ضرورت تصحیح دوبارهی کمالنامه» از مصحّحِ تازهی کتاب بیان محکمیست بر اشتباهات راه یافته به متن کمالنامهی مصحَّحِ نیاز. این مقاله سه گونهی اشتباه، در این تصحیح را بازگو میکند.
از میان مثنویهای خمسهی خواجو «روضهالانوار» به دست استاد محمود عابدی تصحیح شده ومیراث مکتوب آن را چاپ کرده است. کار تصحیح دیگر مثنویهایش نیز در مراحل ابتدایی است که امید آن داریم ختم به خیر شود.